السيد محمد حسين الطهراني
199
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)
هست ، و هرجا كه هست ، اختصاص به تو دارد ، و حقّا و حقيقتا تو بر هر چيز قدرت دارى ! ) و نظير آيهء : وَ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِيٌّ مِنَ الذُّلِّ وَ كَبِّرْهُ تَكْبِيراً . « 1 » ( و بگو ( اى پيغمبر ) : سپاس و حمد و ستايش اختصاص به خدا دارد ؛ آنكه براى خود فرزندى نگزيد ؛ و براى خود در كاخ سلطنت و قدرت عالم آفرينش ، شريكى ندارد ؛ و يار ، و حميم ، و دلسوز ، و معينى ندارد ، تا در مواقع عروض ذلّت ، و خوارى ، و پيدايش وهن و سستى از او حمايت كند ، و به كمكش برآيد . ( و اى پيغمبر ) چنين خدائى را تكبير بگوى تكبير گفتنى ؛ و تا مىتوانى در تحت توان و سعهء إدراك تست ، به عظمت و بزرگى ياد كن ياد نمودنى ! ) [ همهء آيات قرآن به سوى سبل سلام دعوت مىنمايد ] بارى اين شرح مختصرى بود دربارهء معناى سلام و كيفيّت رهبرى قرآن به سوى سبل سلام ، و طرق اطمينان ، و سكينهء خاطر و آرامش خيال كه أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ . « 2 » ( آگاه باش ! كه به ياد خدا ، دلها آرامش مىپذيرد ! ) اين أوّلين چيزى بود كه قرآن ، پيروان راه رضوان خدا را بدان رهبرى مىنمود . و أمّا دوّمين چيزى كه آيهء مورد بحث درصدد إثبات و إلزام آنست ، إخراج از ظلمات نفس امّاره و تاريكيهاى درون است ، كه با إذن خدا به سوى عالم نور ، و وحدت ، و تجرد ، و بساطت رهبرى مىنمايد : وَ يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ . ( قرآن پيروان رضوان خدا را از تاريكىها با إذن خدا به عالم نور وارد
--> ( 1 ) آيهء 111 ، از سورهء 17 : إسراء . ( 2 ) نيمهء دوّم از آيهء 28 ، از سورهء 13 : رعد . و نيمهء اوّلش اينست : الَّذِينَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ .